شمس سراج عفيف
504
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
برادر در يوسفپور رفتد - برادر مهتر ميخواست كه برادر كهتر را بكشد و دفع گرداند - فرصت نمييافت - چون اين هردو برادر در قصبهء يوسفپور رفتند و چند روز دران مقام مقام كردند برادر مهتر مر برادر كهتر را بكشت - مادر او از حالت اين مقالت پيش تخت فيروزشاهي گفت - بشنيدن اين اخبار حضرت شهريار متحير ماند - بدان سبب كه برادر مهتر به حضرت شهنشاه افسر قرب داشت - و حضرت شاه در باب او اشفاق فراوان و الطاف بىپايان ميفرمود - معهذا چون كشتن برادر كهتر بر برادر مهتر اثبات شد درين محل حضرت شهنشاه اكمل در تأمل افتاد - بعد از تامل بسيار و تفكر بىشمار فرمان از حضرت شهنشاه جهاندار شد تا برادر مهتر را پيش در شاه و مكنت شهنشاه كردن زدند - و حضرت شهنشاه بر پسر مهتر ملك يوسف بغرا شفقت بسيار و مرحمت بىشمار داشت - با آن هم قصاص فرمود - هم همچنين بتقدير حضرت رب العالمين جل جلاله و عم نواله در آخر عهد حضرت فيروز شاه طالب دين خواجه احمد نام نويسندهء بود - در خزانهء موفوره نويسندگي ميكرد - مانا كه متعلمي در خانه او براي تعليم كردن خوردكان ميآمد - آن متعلم خانه در شهر دهلي داشت - و خواجه احمد در شهر فيروزآباد ميماند - ميان خواجه احمد و آن متعلم قضيهء محبت نيز جاري بود - قضا را خواجه احمد را بران متعلم